
آماده تبادل لینك و همكاری
با تمامی وب سایت ها و وبلاگهای مرتبط و دارای محتوا هستیم

نحوه تبادل لینك:
برای تبادل لینك ابتدا این وب را با عنوان "پایگاه تفریحی نودایکس " لینك نمایید و سپس از طریق فرم نظرات عنوان و لینك خود را ارسال كنید تا در اسرع وقت سایت یا وبلاگ شما را لینك نماییم.
اس ام اس های ارسالی شما :
دوستان در صورت تمایل می توانید اس ام اس های خود را در موضوعات مختلف به شماره 09359835560 ارسال کنید تا با نام شما در سایت قرار بگیرد .
فارس: یارانه نقدی 45500 تومانی بهمنماه امروز سه شنبه به حساب سرپرستان خانوار واریز می شود و از صبح فردا چهارشنبه قابل برداشت است.
بهروز مرادی مدیرعامل سازمان هدفمندی یارانه ها پیش از این گفته بود: یارانه نقدی دوازدهمین مرحله و چهاردهمین ماه به خانوارهای سراسر کشور بدون تغییر و به ازای هر نفر ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان پرداخت میشود.
وی خاطر نشان کرد: یارانه نقدی به حساب سرپرستان خانوارها واریز و روز چهارشنبه (۱۹ بهمن ۹۰) در سراسر کشور قابل برداشت است.
پرداخت یارانهنقدی به خانوارهای سراسر کشور پس از اجرای قانون هدفمندی یارانهها از دی ماه سال گذشته آغاز شد و تاکنون در 13 ماه متوالی به حساب حدود 73 میلیون ایرانی واریز شد.
این در حالی است که دولت در نظر دارد نام 10 میلیون نفر از پردرآمدها را به صورت داوطلبانه از فهرست یارانه در فاز دوم هدفمندی حذف کند.
همزمان با زمزمه های آغاز مرحله دوم طرح هدفمندی یارانه ها ، گمانه زنی ها درباره میزان یارانه های نقدی تشدید شده است و رقم های مختلفی در این باره مطرح است.
به گزارش عصر ایران ، از جمله هفته نامه پنجره به مدیر مسئولی علیرضا زاکانی نماینده اصولگرای مجلس ، در مطلبی با عنوان "یارانه نقدی ۵۳ هزار تومان می شود" به رقم های احتمالی یارانه ماهانه در مرحله دوم هدفمندی پرداخت و به نقل از وزیر امور اقتصاد و دارایی نوشت: "چنان چه در فاز دوم هدفمندی یارانه ها به هر نحو ممکن اصلاح قیمتی صورت گیرد، مطمئنا یارانه های نقدی نیز دستخوش تغییر شده و افزایش می یابد.
سید شمس الدین حسینی راجع به چگونگی اصلاح ساختار قیمتی حامل های انرژی در فاز دوم قانون هدفمندی یارانه ها همچنین نحوه تغییر یا افزایش شیوه پرداخت نقدی یارانه به خانوارها گفت: پرداخت نقدی یارانه ها، بی تردید متناسب با اصلاح ساختار قیمت حامل های انرژی و موارد دیگر، در فاز دوم هدفمندی یارانه تغییر می یابد که این موضوع هم اکنون در کارگروه طرح در دست بررسی است. مگر می شود فازی از هدفمندی یارانه ها اجرا شود، اما افزایش قیمت صورت نگیرد!
به هر حال سناریوهای مختلفی برای رقم یارانه نقدی مدنظر دولت است که اکنون به طور شفاف و رسمی اعلام نشده است، اما با پیشنهاد حذف ۱۰ میلیون نفر در مرحله دوم طرح هدفمندی یارانه ها و با افزایش ۷ هزار و ۵۰۰ تومانی، به نظر می رسد مبلغ جدید یارانه ها (به ازای هر نفر) ۵۳ هزار تومان باشد. البته دولت کار مکاتبه با افرادی که مشمول حذف از لیست یارانه نقدی هستند را آغاز کرده است. با این اوصاف هر افزایشی در مبلغ یارانه نقدی، قطعا در میزان افزایش قیمت حامل های انرژی تاثیر گذار خواهد بود.
به عنوان مثال، اگر مبلغ یارانه نقدی با ۲۰ درصد افزایش از ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومان به ۵۵ هزار تومان به ازای هر نفر در ماه برسد و با توجه به این که ۷۴ میلیون ایرانی- بر اساس گفته رییس مرکز آمار ایران- یارانه دریافت می کنند، ماهانه بیش از ۴ هزار میلیارد تومان بار مالی به همراه خواهد داشت.
چنانچه به این محاسبه توجه شود، خواهید دید که بر اساس این سناریوها، مبلغ یارانه نقدی ماهانه، میزان افزایش یارانه در فاز دوم؛ اعتبار مورد نیاز یارانه در ماه و اعتبار مورد نیاز یارانه در سال چه میزان است.
بر همین اساس، هر چه مبلغ یارانه نقدی در فاز دوم هدفمندی بیشتر افزایش یابد، شیب افزایش قیمت حامل های انرژی نیز تندتر خواهد شد. اگر بخواهیم بار مالی وعده های دو و یا سه برابر شدن یارانه ای احمدی نژاد را برآورد کنیم، این طور خواهد شد: در صورت دوبرابر شدن یارانه نقدی، ماهانه ۶ هزار و ۷۳۴ میلیارد تومان و سالیانه بیش از ۸۰ هزار میلیارد تومان و در صورت سه برابر شدن یارانه نقدی، ماهانه بیش از ۱۰ میلیارد تومان و سالیانه بیش از ۱۲۱ هزار میلیارد تومان بار مالی به همراه خواهد داشت.
به گزارش بوتیانیوز ، مائده دختر بچه سیرجانی هر چند تنی رنجور و کوچک دارد اما این دختر بچه در قلب خود درد سنگینی را جای داده است، مائده به دلیل بیماری مادر زادی تنها نیمی از قلب خود را در سینه دارد و ۷ سال گذشته را با درد ناشی از این کمبود سپری کرده است.
مائده هفت سال دارد. او مثل تمام هفت ساله های دیگر باید اول مهر به کلاس اول می رفت. اما پایش را به کلاس درس نگذاشت. مائده هفت سال دارد. او باید از بازی با همسالانش لذت ببرد اما او زمستان ها سرفه می کند و تابستان ها از فرط گرما ساعتی را در یخچال خانه می نشیند تا نفسش بند نیاید. مائده از یک بیماری قلبی مادرزادی رنج می برد. بیماری که به گفته پزشکان هر لحظه می تواند موجب شود تا «مائده» از دست برود.
بیماری عجیب مائده
به جای زنگ خانه باید درِ گاراژ را بکوبی. در که باز می شود باید از کنار یک خودروی پارک شده گذر کنی تا به یک درِ چوبی کوچک برسی. اهل خانه تعارف می کنند و در باز می شود. حالا با یک اتاق حدودا ۲۰ متری روبرو می شوی که تمام وسایل زندگی یک زوج جوان و دو فرزندشان (مائده ۷ ساله و عارفه ۵ ساله)در آن چیده شده است. «ببخشید آقا. خانه ما آشپزخانه و پذیرایی اش یکی ست.» این را احمد قاسمی مرد خانه به زبان می آورد و معصومه علیخانی هم با تکان دادن سر حرف های شوهرش را تایید می کند.
زن و شوهری که این روزها غم اصلی شان نداشتن خانه ای متعلق به خودشان نیست. آن ها نزدیک هفت سال است که از دردی بزرگ رنج می برند. دردِ «مائده». مائده از یک ناهنجاری مادرزادی رنج می برد.
معصومه می گوید: فرزندش وقتی پنج ماهه بوده یک پزشک متخصص اطفال در سیرجان متوجه صدای اضافی در بدن او می شود. پس از آن یک متخصص قلب تشخیص « ناهنجاری مادرزادی قلبی» را می دهد. پس از آن معاینه های دقیق یک پزشک متخصص قلب در شیراز راز بیماری عجیب مائده را برملا می کند.
به گفته احمد قاسمی پزشکان گفته اند که "بطن چپ در قلب مائده تشکیل نشده، سرخ رگ به سیاه رگ پیوند خورده، یکی از دریچه های قلب بسته است و یک حفره در قلب شکل گرفته است." از زمان تشخیص بیماری مائده تاکنون اما هیچ پزشکی حاضر نشده که او را تحت عمل جراحی قرار دهد.
معصومه علیخانی مادر مائده می گوید دو پزشک متخصص در شیراز و در کرمان تاکید کرده اند که مائده برای زنده ماندن بختی ندارد و در فاصله کوتاهی جانش را از دست می دهد. مادر مائده درباره پرونده پزشکی فرزندش و لحن ناامیدانه برخی پزشکان هم می گوید: یکی از پزشکان پرونده فرزندم را پاره کرد و گفت دیگر پیگیری نکنید فرزندتان به زودی می میرد. حالا شش سال از این حرف گذشته ولی مائده زنده مانده است.
اگر ۳۰ میلیون داری اینجا قدم بزن
پس از این اظهار نظر پدر و مادر مائده دست از تلاش نمی کشند و به تهران می روند. یک پزشک متخصص قلب در یک بیمارستان خصوصی او را معاینه می کند و باز هم تاکید می کند که پیگیری مداوای مائده بی فایده است.
معصومه علیخانی در این باره می گوید: دکتر به من گفت فکر کن یک عروسک داشتی و حالا عروسکت خراب شده و باید ازش دل بکنی.هنوز حرف معصومه تمام نشده که احمد می گوید: نه فکر کنم! وقتی دیدند ما پول نداریم خیلی رغبتی به درمان مائده نشان ندادند. همین دکتر به ما گفت اگر ۳۰ میلیون تومان توی جیبتان دارید توی راهروهای این بیمارستان قدم بزنید. اگر ندارید الکی وقت تلف نکنید.
برق امید در چشمان پدر
به گفته احمد قاسمی آذرماه امسال کور سوی امیدی برای شان روشن شده. مائده از طرف اداره بهزیستی سیرجان به یک پزشک در تهران معرفی شده و دوباره پرونده جدیدی برای او تشکیل شده است.
احمد می گوید: این دکتر به مان گفت یا باید پیوند قلب انجام شود و یا قلب فعلی جراحی شود. در زمان گفتن این حرف ها چشم های احمد برق می زنند؛ برقِ امید. البته بلافاصله این را هم یادآوری می کند که پزشک تاکید کرده احتمال موفقیت عمل جراحی فرزندش تنها پنج درصد است.
اگر پول داشتیم...
احمد کارگر است. جوشکار و برق کار صنعتی است. می گوید در شرکت "گهر روش" از شرکت های زیرمجموعه شرکت گل گهر سیرجان کار می کرده که در جریان تعدیل نیروهای سال گذشته اخراج شده و با وجود وعده نماینده سیرجان برای عقد قرارداد با نیروهای تعدیل شده در پروژه های دیگر، هیچگاه سراغ احمد را نگرفته اند.
او حالا به صورت روزمزد در شرکت های مختلف کار می کند و ماهیانه به طور متوسط ۴۵۰ تا ۵۰۰ هزار تومان درآمد دارد که ۱۰۰ هزار تومانش را می گذارد برای اجاره خانه ۲۱ متری اش. وقتی از احمد می پرسم منبع درآمد دیگری ندارید، پاسخ می دهد نه. اما معصومه بلافاصله با لبخندی تلخ می گوید: چرا یارانه هم می گیریم. هر دو ماه یک بار هم بهزیستی رقمی در حدود ۵۰ هزار تومان به حساب مان می ریزد. البته بعضی ماه ها هم می گویند مشکل دارند و همین رقم را هم نمی دهند.
مائده این روزها در نوبت آنژیوگرافی است اما پدرش معتقد است که تنگدستی موجب شده تا مداوای فرزندش هربار به دلیلی به تعویق بیفتد: اگر پول داشتیم حتما می توانستیم آنژیوگرافی را زودتر انجام دهیم اما وقتی دستمان خالی است کسی به ما اعتنا نمی کند.
زندگی در یخچال
بیماری مائده برایش پیامدهای زیادی داشته است. این دختر هفت ساله از کمبود وزن رنج می برد به طوری که تنها ۱۳ کیلو وزن دارد. همچنین به گفته والدین مائده او از بیماری ریوی رنج می برد و دایم در حال سرفه کردن است. دندان های مائده هم تحت تاثیر بیماری اصلی اش عفونت شدیدی دارند.
پدر مائده می گوید: درمان عفونت دندان های فرزندش نزدیک به سه میلیون تومان هزینه دارد. رقمی که تامین یک سوم آن هم برای این خانواده امکان پذیر نیست. وقتی که پول نیست مائده هم باید فعلا با همین دندان ها بسازد. این ها البته همه مشکلات نیست. دمای بالای بدن مائده موجب شده تا او در گرمای تابستان چند ساعت در یخچال بنشیند. معصومه می گوید: تابستان ها مائده خیس عرق است. او را هر روز با دعوا از یخچال بیرون می کشم.
راضی به رضای خدا....
هوا دارد رو به تاریکی می رود. مائده از ابتدا تاکنون ساکت مانده و کلمه ای به زبان نیاورده. پدر و مادرش اما همچنان دارند درد دل می کنند و از شرایطی که در آن گرفتار مانده اند می گویند. وقتی سوال می شود که حالا برنامه تان برای مداوای دخترتان چیست؛ احمد بلافاصله می گوید: راستش به این جماعت امیدی ندارم. اما دلم می خواهد بروم سراغ پزشکی که ایمان داشته باشد و تنها هدفش پول درآوردن نباشد. و در ادامه مادر مائده می گوید: اگر یک پزشک خوب هر کاری که از دستش بر می آید را انجام دهد وجدان مان آرام می شود. ما می خواهیم هر کاری که می شود را انجام دهیم نتیجه را هم به خدا واگذار می کنیم؛ راضی هستیم به رضای خداوند.
دوست دارم برف را ببینم
حرف های احمد و معصومه تمام شده، مائده برای لحظه ای کوتاه در پاسخ به این سوال که چه چیزی را دوست داری؛ می گوید: "دوست دارم برف بیاد" لحظه ای بعد مائده دفتر نقاشی اش را هم نشان می دهد. وقتی می پرسم نقاشی چی می کشی؛ می گوید: خونه می کشم. خونه خودمون رو کشیدم. اتاق ها مال ما هست. همه مون یک اتاق داریم." مائده چشم انتظار نگاهی مهربان هوا کاملا تاریک شده. وقتی از درِ چوبی بیرون می زنی تاریکی گاراژ بیشتر به چشم می آید. تا دمِ در همراهی ات می کنند. احمد مائده را بغل کرده و دست عارفه در دست معصومه است. مراسم خداحافظی تمام می شود احمد و مائده بر می گردند به داخل خانه. مائده اما چشم به بیرون دارد؛ شاید چشم انتظار است؛ چشم انتظار نگاهی مهربان یا در انتظار دست های سخاوتمند مردمانی که سرنوشت «مائده» ها برای شان اهمیت دارد.
از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم
و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی
من بدهکارت می شوم . . .
------------
مشکل از تو نبود
از من بود
با کسی حرف میزدم
که سمعک هایش را
پیش دیگری جا گذاشته بود . . .
----------
دست از سرم بردار برو / ندارم حوصله ی این حرفارو
همه یادگاریات بخوره تو سرت / نه خودتو میخوام نه دردسرت !
--------
محبت به نامرد ، کردم بسی / محبت نشاید به هر نا کسی
تهی دستی و بی کسی درد نیست / که دردی چو دیدار نامرد نیست
-----------
چه داروی تلخی است ، وفاداری به خائن
صداقت با دروغگو و مهربانی با سنگدل . . .
-----------
عاشق شدم و عذاب را فهمیدم / رنجیدن و اضطراب را فهمیدم
در چشم تو عشق را ندیدم اما / معنای دل کباب را فهمیدم
هر روز خطاهای تو را بخشیدم / تا بخشش بی حساب را بخشیدم . . .
-----------
عجب جوش و خروشی بود عشقت / خراب باده نوشی بود عشقت
بهشتم را به سیبی داد بر باد / عجب آدم فروشی بود عشقت . . .
-------------
نفرین به توی نامرد که با زیباترین نقاب به چهره رفیق درآمدی
نفرین بر آن مرامی که اینگونه به اعتمادم خیانت کرد


