امشب آماده شدم تا چه کنم ؟ یادم نیست ؟
این نوشته اثر کیست ؟ که من می خوانم
اسم او چیست ؟ خدایا چه کنم ؟ یادم نیست ؟
من که همسایه نزدیک شقایق بودم
پاشدم آمدم اینجا چه کنم ؟ یادم نیست ؟
--------------------------- متن های عاشقانه --------------------------------------
آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست.
-------------------------- مطالب غمگین --------------------------------------------
نه تو می مانی ... نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی...
به حباب نگران لب یک رود قسم
وبه کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت...
غصه هم خواهد رفت...
آن چنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..
لحظه ها عریانند...به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز...
تو به آیینه
نه آیینه به تو خیره شده ست...
تو اگر خنده کنی او به تو خواهد خندید
و اگر بغض کنی.......
آه از آیینه دنیا که چه ها خواهد کرد!
گنجه ی دیروزت پر شد از حسرت و اندوه و چه حیف
بسته های فردا ... همه ای کاش ...ای کاش...
ظرف این لحظه ولیکن خالیست...
ساحت سینه پذیرای چه کس خواهد شد؟؟؟
غم که از راه رسید... در این خانه بر او باز نکن
تا خدا یک رگ گردن باقیست
تا خدا مانده
به غم وعده این خانه مده . . .
------------------------------------- مطالب عاشقانه ----------------------------------------
بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
سوز و گداز شمع و من و دل اثر نداشت
مهــــــــــــر بلند، چهره ز خـــــــــــاور نمینمود
ماه از حصار چرخ، سر باختـــــر نداشت
آمد طبیب بر سر بیمــــــــــــــار خویش، لیک
فرصت گذشته بود و مداوا ثمـر نداشت
دانی که نوشداروی سهـــــــراب کی رسید
آنگه که او ز کالبـــــــدی بیشتر نداشت
دی، بلبلی گلـــــی ز قفس دید و جانفشاند
بار دگر امید رهائـــــــــــی مگر نداشت
بال و پری نزد چو بدام اندر اوفتـــــــــــــــاد
این صید تیره روز مگر بال و پر نداشت
پروانه جز بشوق در آتش نمیگداخـــــــــت
میدید شعله در سر و پروای سر نداشت
بشنو ز من، که ناخلف افتـــــــــاد آن پسر
کز جهل و عجب، گوش به پند پدر نداشت
خرمن نکرده توده کســـــــــی موسم درو
در مزرعی که وقت عمل برزگــــر نداشت
من اشک خویش را چو گهـــــر پروراندهام
دریای دیده تا که نگوئی گهــــــر نداشت ...
------------------------------------------ متن غمگین -------------------------------------------
هنوز حرف می زنم ، هنوز راه می روم
به سمت جای خالیت ، به اشتباه می روم
هنوز هم به عکس تو سلام می کنم ولی
بدون هیچ پاسخی دوباره راه می روم
هنوز ماجرای ما سر زبان مردم است
به هر طرف که می روم ، پر اشک و آه می روم
تو نیستی هنوز من ، به یاد با تو بودنم
به کوچه می روم به این ، شکنجه گاه می روم
هـنــوز هــم بـرای تـو پـُـر از دلـیـل بـودنــم
همین که حرف می زنم ، همین که راه می روم
------------------------------------ عاشقانه -----------------------------------------
او را که تمام هستی ام بود و هست
او را که برایم بهترین بود و هست
کسی را که بی او هیچم.
- برچسب ها: مطالب غمگین،
